تاریخچه و فرهنگ و تمدن یونان باستان

266
  • فلسفه و علم در یونان

براساس اکتشافات و علوم تمدن‌­­های مصر و بین‌النهرین در میان سایر تمدن‌­ها، یونانیان باستان یک فرهنگ فرهیخته، فلسفی و علمی را توسعه دادند. پرس‌و‌جو کردن و به دنبال دلیل بودن یکی از اصول اساسی فلسفه یونان باستان بود.

چنین چیزی بر منطق تاکید نمود و از ایده‌­ی مشاهدات بی‌طرف و منطقی جهان طبیعی حمایت کرد. یونانیان در علوم و ریاضیات نیز سهم عمده­‌ای داشتند. ما ایده‌­های اساسی خود را در مورد هندسه و مفهوم اثبات اصول ریاضی را مدیون ریاضی دانان یونان باستان مانند: فیثاغورس، اقلیدس، ارشمیدس هستیم.

برخی از اولین مدل­‌های نجومی به‌وسیله یونانیان باستان ابداع شده است که سعی در توصیف حرکت سیاره‌­ها، محور زمین، سیستم خورشید مرکزی (مدلی که خورشید را در مرکز منظومه خورشیدی قرار می‌دهد) دارند.

بقراط، شخصی دیگر از اهالی یونان باستان، مشهورترین پزشک در دوران باستان است. وی یک دانشکده پزشکی تاسیس کرد، رساله‌های پزشکی زیادی نوشت و به‌دلیل تحقیقات منظم و تجربی­ که روی بیماری‌­ها و درمان آن­ها داشت، به‌­عنوان بنیان‌گذار طب مدرن شناخته می‌شود.

سوگند بقراط، یک استاندارد پزشکی برای پزشکان، بنام وی نام‌گذاری شده است. فرهنگ فلسفی یونان در گفت‌و‌گوهای افلاطون که سبک پرسش‌گری سقراط را به شکل نوشتاری تبدیل کرد، نمونه‌ای از آن می‌باشد.

  • پولیس یونان

دولت‌­های یونان شکل‌­های مختلف حکمرانی را با ساختارها و نقاط قوت سیاسی بسیار متفاوت توسعه دادند. استعمار یونان منجر به گسترش زبان و فرهنگ یونانی شد، اما منجر به تنش با همسایه خود یعنی امپراطوری پارس شد که در جنگ­‌های پارسی به اوج خود رسید.

آتن نماد­های دموکراتیک و فرهنگ فلسفه، علم و فرهنگ را توسعه داد. این کشور به‌عنوان یک کشور قدرتمند ظهور کرد و با سایر دولت شهرهای دیگر متحد شد و لیگ دلیان را تشکیل داد. مقاومت در برابر قدرت آتن در میان دیگر شهرهای یونانی، بویژه اسپارتا، باعث رخ دادن جنگ پلوپنز شد.

قلمرو یونان کوهستانی است در نتیجه، یونان باستان از مناطق کوچک‌تری تشکیل شده بود که هر کدارم دارای گویش و ویژگی­‌های فرهنگی و هویت خاص خود بودند.

منطقه گرایی و درگیری‌­های منطقه­‌ای از ویژگی‌­های بارز یونان باستان بود. شهرها معمولا در دره­‌های بین کوه‌­ها یا دشت‌­های ساحلی قرار داشتند و بر حومه اطراف خود تسلط داشتند. به گفته هومر شاعر افسانه‌­ای، که درباره اسالت تاریخی وی بحث شده است، حدود ۱۲۰۰ قبل از میلاد، مایکنی‌­ها درگیر جنگ با شهر تروا در آناتولی بودند که جنگ تروا نامیده می‌شود. همانطور که هومر در اثر مشهور خود، ایلیاد، نوشت اقوام دریایی مختلف خارجی شروع به حمله به شهرک­‌های میکینیایی کردند و این باعث شد که ساکنان این کشور به جزایر اژه، آناتولی و قبرس مهاجرت کنند. در آن زمان به نظر می‌رسید که نوشتن ناپدید شده است و زندگی در شبه جزیره یونان و جزایر یونان همراه با درگیری‌­هایی بود و بی ثباتی این کشور را فرا گرفته بود.

این بی ثباتی زمینه ظهور دولت- شهرهای یونان بود. بدون یک دولت قدرتمند و متمرکز، ارگان‌­های کوچک‌تر حاکم، نظم سیاسی ایجاد کردند.

یکی از این نوع ارگان­‌های حاکم، دولت شهر یا پلیس بود. در ابتدا اصطلاح پولیس به منطقه­‌ای مستحکم یا ارگ گفته می‌شد که در زمان جنگ از آن برای محافظت استفاده می‌کردند. به دلیل ایمنی نسبی این سازه‌ها، مردم به سمت آن­ها سرازیر شده و جوامع و مراکز تجاری را ایجاد کردند.

با گذشت زمان، پولیس- جمع پلیس – به مراکز شهری تبدیل شدند که قدرت و نفوذ آنها به مناطق کشاورزی اطراف که منابع را تامین و مالیات می‌پرداختند، گسترش یافت.

در حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح پلیس­‌های بسیاری وجود واشت که به طور مستقل عمل می‌کردند. هر دولت شهری شکل متفاوتی از حکومت را ایجاد می‌کرد، از سلطنت جوها و الیگارشی‌ها گرفته تا جوامع نظامی گری و دموکراسی­‌های مختلف.

سلطنت­‌ها گاه توسط یک حاکم مستبد اداره می‌شد که از هیچ قانون تعیین شده‌ای پیروی نمی‌کرد. الیگارشی­‌ها نیز گروه­‌های کوچکی از افراد قدرتمند بودند که دولت شهر- ایالت – را اداره می‌کردند. الیگارشی‌­ها و مستبدان اغلب برای دستیابی به قدرت با هم رقابت می‌کردند. اما دموکراسی‌­ها دولت‌­هایی بودند که به شهروندان اجازه رای دادن می‌دادند و گاهی تحت سلطه یک ستمگر قرار می‌گرفتند.

برخی از مهم‌ترین دولت شهرها آتن، اسپارتا، تباس، کورینت و دلفی بودند. از میان آنها آتن و اسپارتا قدرتمند ترین دولت شهر بودند. آتن یک دموکراتیک بود و اسپارتا دارای دو پادشاه و یک سیستم ایگارشی بود، اما هر دو در توسعه جامعه و فرهنگ یونان مهم بودند.

 یونان باستان

  • اسپارتا

محلی در یک منطقه حاصل‌خیز از پلوپونس- یک شبه جزیره در جنوب یونان- که جمعیت اسپارتا در آن بطور پیوسته بین سال‌های ۶۰۰ و ۸۰۰ قبل از میلاد رشد کرد.

اسپارتا با توسعه اقتصادی پیچیده و قوی، قدرت خود را در سراسر پلوپونس گسترش داد و مردم روستاهای همسایه را تحت کنترل خود درآورد. اما مردم این روستاها نسبت به اسپارتی‌ها از وضعیت برابر برخوردار نبودند. به آن‌ها هلوت می‌گفتند که طبقه‌ای از کارگران آزاد بودند. بر خلاف برده‌ها که اشخاص دیگری مالک آنها بود، هلوت­‌ها تا حدی از آزادی برخودار بودند و می‌توانستند خانواده داشته باشند و همچنین تابع دولت اسپارتا بودند و ملزم به تهیه مواد غذایی اسپارتا بودند.

اسپارتی‌­ها منابع گسترده­‌ای را صرف توسعه دستگاه قدرتمند و ساختاری نظامی برای جلوگیری و مهار شورش­‌ها کردند. گرچه تفاوت بسیاری بین هلوت­‌ها و اسپارت‌­ها وجود داشت، اما جامعه اسپارت خود حداقل از لحاظ تئوری سلسله مراتب اجتماعی پیچیده‌­ای نداشت.

جایگاه اجتماعی افراد به جای این‌که با ثروت تعیین شود، توسط دستاورد­های نظامی تعیین می‌شد. قدرت و نظم حتی در کودکان در سنین بسیار پایین مورد تاکید قرار می‌گرفت.

در سن هفت سالگی، پسران اسپارتایی از خانواده‌­های خود جدا شده و برای زندگی در پادگان‌­های نظامی برای گذراندن آموزش‌­های جدی نظامی فرستاده می‌شدند.

اگرچه جامعه اسپارتا از یک سلسله مراتب سخت‌گیرانه اجتماعی برخوردار نبود، اما هنوز دارای برخی از گروه­‌های تاثیرگذار بود. مانند تمام جوامع یونانی، اسپارتا تحت سلطه شهروندان مرد قرار داشت. نظام سیاسی اسپارت از این جهت غیرعادی بود که دارای دو پادشاه ارثی از دو خانواده جداگانه بود. این پادشاهان به‌ویژه هنگامی قدرت داشتند که یکی از آنها ارتش را در لشکرکشی رهبری می‌کرد.

پادشاهان همچنین کاهنان زئوس بودند و آنها در شورای بزرگان موسوم به ژروسیا که بالاترین دربار اسپارتا نیز بود، می‌نشستند. دو نفر از افسران نیز درهنگام مبارزات یکی از پادشاهان را همراهی می‌کردند.

زنان اسپارتا از حقوق بیش‌تری نسبت به زنان در سایر ایالت‌­های یونان برخوردار بودند. در اسپارتا آنها می‌توانستند املاکی داشته باشند که غالبا از طریق جهیزیه و ارث به دست می‌آوردند. بعضی از زنان وقتی مردان خانواده­‌‌هایشان در جنگ کشته می‌شدند، ثروتمند می‌شدند. در حقیقت، زنان سرانجام نزدیک به نیمی از سرزمین اسپارت را در اختیار داشتند. علاوه بر این، زنان اسپارتی می‌توانستند با آزادی منطقی حرکت کنند، از دو و میدانی لذت ببرند و حتی شراب بنوشند.

  • آتن

آتن در اواخر قرن ششم پیش از میلاد به عنوان قدرت اقتصادی غالب در یونان ظهور کرد. با کشف نقره در کوه‌­های همسایه قدرت و ثروت آن بیش‌تر تقویت شد. آتن در مرکز یک سیستم تجاری کارآمد با سایر شهرهای شهر یونان بود. تجارت برای آتن فوق العاده مهم بود، زیرا شرایط کشاورزی برای کشت غلات کافی برای جمعیت آن را نداشت.

سرانجام جمعیت آتن رشد کرد و همچنین از طریق تجارت دریایی ثروتمند شد. این ثروت به طور فزاینده ای در دست معدودی از اعضای اشراف متمرکز شد، که آنها نیز رهبران سیاسی بودند و سایر اعضای جامعه را در بدهی قرار می‌دادند. گاهی اوقات تا جایی پیش می‌رفت که برخی افراد برای پرداخت بدهی خود مجبور به برده شدن می‌شدند. به‌علاوه، از نظر قواعد شهر فقدان سازگاری وجود داشت.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.